اسماعیل یوردشاهیان

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

اسماعیل یوردشاهیان
پارسی English

1399/12/21 | تاریخ درج در سایت

فصل اول رمان باغ غبار

فصل اول رمان باغ غبار
ساعت نه وسی وپنج دقیقه صبح است که با فشار وتکان آرام دست مسافری که هم کوپه ام است، بیدار می شوم . هم سفرم بانوی نسبتا مسنی ست شبیه مادرم . نگاه مهربان دارد . با لبخند می گوید : - ببخشید . بیدارتون کردم . گفته بودید می خواهید به این شهر برید
ادامه »
1399/12/21 | تاریخ درج در سایت

معرفی کتاب زبان ذهن ومعنا

معرفی کتاب زبان ذهن ومعنا
در معرفی کتاب زبان ، ذهن ومعنا این کتاب مجموعه درس گفتارها وسخنرانیهای علمی وفلسفی من در زمینه زبان و جریان شکل گیری آن و مبانی حسی و مفهومی ومعنا گزینی آن و کارکرد زبان در آفرینش شعر ورمان و ارتباط است . پیشگفتار کتاب را که بیانگر کل کتاب
ادامه »
1398/9/18 | تاریخ درج در سایت

نقد وتحلیلی رمان شکار آهوان به شامگاه

نقد وتحلیلی رمان شکار آهوان به شامگاه
رمان شکار آهوان به شامگاه نوشته شاعرو نویسنده وپژوهشگر معاصر دکتر اسماعیل یوردشاهیان که قبلا متن ناقصی از آن با نام خزان درسطحی محدود منتشر شده بود . رمانیست نیو رئال با پس زمینه تاریخی اجتماعی. که می توان آن را حاصل خوی وشکل زیست وذهنیت مر
ادامه »

سخن روز

دلباختگان بی نام شهر من

دلباختگان بی نام شهر من

این نام رمان تازه منتشر شده من است که هفته پیش بعداز سه سال انتظار نشر هنوز آن را منتشر کرد و امروز بدستم رسید البته با طرح جلدی ساده . این رمان که بسیاری از استادان قبل از چاپ آن را خوانده اند و با رمان زمان از دست رفته مارسل پروست مقایسه کرده اند.آغازی متفاوت وتازه در رمان معاصر ایران دانسته اند . . من مطالعه آن را به همه دوستان پیشنهاد می دهم و آن را بهترین اثرم می دانم  ...
ادامه »
تاریخ درج:( 1396/10/28 )

درباره من

اسماعيل يوردشاهيان هستم با اسم مستعار و هنري اورميا. شاعر ، نويسنده و پژوهشگر ، که گه گاهي نقاشي هم مي کشم . روز تولدم در شناسنامه پنجم فروردين ذکر شده اما بنا به گفته مادرم در روز بيست و هشتم بهمن  (1334)در صبح يک روز سرد زمستاني در شهر اورميه بدنيا آمده ام ، پدرم (رضا) و مادرم (کلثوم) هر دو از خانواده هاي بزرگ قديمي ، تحصيل کرده و آشنا با انديشه و هنر بودند .  مادرم کودکي و جوانيش را در شهر استانبول ترکيه گذرانده و در سن هيجده سالگي همراه خانواده اش به ايران آمده بود و پدرم بعد از تسلط روسها بر آذربايجان و ارمنستان و ديگر مناطق آن نواحي در نوجواني همراه خانواده و مردم ايل و تبارش همه چيز را رها کرده از ايروان و آن سوي رودخانه ارس به ايران آمده و در کنار شهر اورميه در منطقه يورد شاه مسکن گزيده بودند .  پدرم در سال 1363 در سن هشتاد و هشت سالگي و مادرم در سال 1371 در سن هفتادو دو سالگي درگذشتند و از آنها تنها عمارت... ادامه مطلب





Incorrect integer value: '' for column 'stats_value' at row 1