اسماعیل یوردشاهیان

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

اسماعیل یوردشاهیان
پارسی English

1396/10/28 | تاریخ درج در سایت

دلباختگان بی نام شهر من

دلباختگان بی نام شهر من
این نام رمان تازه منتشر شده من است که هفته پیش بعداز سه سال انتظار نشر هنوز آن را منتشر کرد و امروز بدستم رسید البته با طرح جلدی ساده . این رمان که بسیاری از استادان قبل از چاپ آن را خوانده اند و با رمان زمان از دست رفته مارسل پروست مقایسه
ادامه »
1396/10/28 | تاریخ درج در سایت

رمان دلباختگان بی نام شهرمن

رمان دلباختگان بی نام شهرمن
(دلباختگان بی نام شهر من) رمانیست متفاوت . من الگوی نوشتن و فرم روایت آن را از آثار کلاسیک ایران بخصوص از گلستان سعدی وکلیله ودمنه و هزار ویک شب گرفته و دگرگون کرده وبه طرز نوینی ارائه داده ام . هدفم این بود که سبک وفرمی مستقل بنام رمان ایر
ادامه »
1395/10/8 | تاریخ درج در سایت

یاسمن در باد

یاسمن در باد
می گويم: کسی تورا خبر کرد می گويد: کلاغی غريب خواند می گويم : من شنيدم آوازش را از پائيز می آمد می گويد: باران برگ است کسی می رود می گويم : دست هايت را ببين حرفهای ديگری دارند می گويد : ميان برگها نوشته بسيار است می گويم : اما عشق – م
ادامه »

سخن روز

دلباختگان بی نام شهر من

دلباختگان بی نام شهر من

این نام رمان تازه منتشر شده من است که هفته پیش بعداز سه سال انتظار نشر هنوز آن را منتشر کرد و امروز بدستم رسید البته با طرح جلدی ساده . این رمان که بسیاری از استادان قبل از چاپ آن را خوانده اند و با رمان زمان از دست رفته مارسل پروست مقایسه کرده اند.آغازی متفاوت وتازه در رمان معاصر ایران دانسته اند . . من مطالعه آن را به همه دوستان پیشنهاد می دهم و آن را بهترین اثرم می دانم  ...
ادامه »
تاریخ درج:( 1396/10/28 )

درباره من

اسماعيل يوردشاهيان هستم با اسم مستعار و هنري اورميا. شاعر ، نويسنده و پژوهشگر ، که گه گاهي نقاشي هم مي کشم . روز تولدم در شناسنامه پنجم فروردين ذکر شده اما بنا به گفته مادرم در روز بيست و هشتم بهمن  (1334)در صبح يک روز سرد زمستاني در شهر اورميه بدنيا آمده ام ، پدرم (رضا) و مادرم (کلثوم) هر دو از خانواده هاي بزرگ قديمي ، تحصيل کرده و آشنا با انديشه و هنر بودند .  مادرم کودکي و جوانيش را در شهر استانبول ترکيه گذرانده و در سن هيجده سالگي همراه خانواده اش به ايران آمده بود و پدرم بعد از تسلط روسها بر آذربايجان و ارمنستان و ديگر مناطق آن نواحي در نوجواني همراه خانواده و مردم ايل و تبارش همه چيز را رها کرده از ايروان و آن سوي رودخانه ارس به ايران آمده و در کنار شهر اورميه در منطقه يورد شاه مسکن گزيده بودند .  پدرم در سال 1363 در سن هشتاد و هشت سالگي و مادرم در سال 1371 در سن هفتادو دو سالگي درگذشتند و از آنها تنها عمارت... ادامه مطلب